سعید نورزهی

فارسی پنجم.

یک داستان ۷ خط بنویس و کلمات زیر در آن به کار ببرید حفظ ستاره شناس. هراس انگیز. شب

جواب ها

سلوا

فارسی پنجم

من دیشب داشتم شعر فارسی را حفظ میکردم که یک ترس هراس انگیز را حس کردم وقتی پنجره را دیدم یک ستاره شناس داشت در شب ستاره هارا تماشا میکرد آنگاه خیالم راحت شد
زینب

فارسی پنجم

شب آرامی بود و آسمان پر از ستاره می‌درخشید. ستاره‌شناس پیر روی تپه ایستاده بود و به آسمان نگاه می‌کرد. او همیشه تلاش می‌کرد دانش خود را حفظ کند و چیزهای تازه یاد بگیرد. ناگهان صدایی هراس‌انگیز از دور به گوش رسید. دلش کمی لرزید اما شجاع ماند و به راهش ادامه داد. او می‌دانست شب هم می‌تواند پر از زیبایی باشد و هم ترس. ستاره‌شناس با امید به آینده به آسمان نگاه کرد و لبخند زد. معرکه یادت نره
آیناز

فارسی پنجم

حتماً معرکه یارت نره 🌙 این یک داستان هفت‌خطی با کلمه‌هایی که گفتی: شب آرامی بود و آسمان پر از ستاره می‌درخشید. ستاره‌شناس پیر روی پشت‌بام نشسته بود و آسمان را نگاه می‌کرد. او همیشه نقشه‌ی ستاره‌ها را حفظ داشت و هیچ‌وقت اشتباه نمی‌کرد. ناگهان صدایی هراس‌انگیز از کوچه آمد و دل بچه‌ها لرزید. اما ستاره‌شناس لبخند زد و گفت: نترسید، فقط باد است. بعد شروع کرد درباره‌ی رازهای شب برایشان قصه گفتن. آن شب همه فهمیدند دانستن، ترس را از دل آدم می‌برد. اگر بخواهی، یکی دیگه هم می‌تونم بنویسم 😊
سونیا

فارسی پنجم

من کتاب داستانی را که خودم نوشته بودم حفظ بودم کتاب درباره ستاره شناسان بود ولی من وقتی آن را برای دیگران خواندم همه با نگاه‌های هراس انگیز مرا نگاه کردند آن روز من تا شب ناراحت بودم و گریه می‌کردم معرکه یادت نره ستاره شناس بزرگ 🤓

سوالات مشابه

Ad image

کمک‌درسی اول تا دوازدهم

ترم دوم با فیلیمومدرسه

ثبت نام