صنم مجاز و استعاره از معشوق زیبارو که همان شمس تبریزی هستش. جناس ناهمسان ما و را گریزپا کنایه از فراری
حس آمیزی: ترانههای شیرین و بهانههای زرین
مهد استعاره از معشوق که همان شمس
دم مجاز از مدت و زمان کم
نفس مجاز از لحظه چپ و راست تضاد و مجاز از همه جا فلک مجاز از عالم غیب و ملکوت اضافه تشبیهی و تشخیص : آواز عشق
راست و راست جناس تام
دوباره فلک مجاز است عالم ملکوت شهر مجاز از سرزمین و وطن و تلمیح به انا لله و انا الیه راجعون.
سر بره به بالین کنایه از اینکه بخوام
درد و دوا تضاد
کوی عشق اضافه تشبیهی دوش ایهام تناسب ه معنای دیشب و شانه که شانه معنا نمیدهد و فقط با دست تناسب دارد جناس ناهمسان کوی و سوی
درد جهان داشتن کنایه از ناراحت بودن و مهم بودن
به دام دیو افتادن کنایه از گرفتار شدن و تکرار
دانه انسانت اضافه تشبیهی مراعات و نظیر: دانه زمین نرست