در کتاب آفرینش، آیهای هست که همچون چراغی در دل تاریکیها میدرخشد؛ آیهای که میفرماید: «بخورید و بیاشامید، ولی اسراف نکنید». این کلام الهی، همانند نسیمی آرام بر دل انسان میوزد و او را به میانهروی فرا میخواند. هر بار که این آیه را میخوانم، احساس میکنم خداوند با مهربانی در گوشم نجوا میکند که نعمتهای زمین برای بهرهبردن هستند، اما نه برای هدر دادن.
نعمتهای خداوند مانند گوهرهایی گرانبها در دست ماست؛ خورشید که گرما میبخشد، باران که زمین را زنده میکند و دستان پرتوان کشاورزی که روزها و شبها برای رشد یک دانه تلاش میکند. وقتی به این زنجیرهی طولانی رحمت نگاه میکنم، از خود میپرسم چگونه ممکن است لقمهای که نتیجهی هزاران زحمت است، بیهوده دور ریخته شود؟
اسراف، تنها یک کار اشتباه نیست؛ بیمهری به نعمتها و ناسپاسی از بخششهای بیپایان خداوند است. گاهی بر سر سفرههایی مینشینیم که رنگهایش بیشتر از نیاز ماست؛ سفرههایی که از دور زیبا و فریبندهاند، اما بخشی از آن سرنوشتش سطل زباله است. دیدن غذاهای دورریختهشده، در دل من تلنگری میزند؛ تلنگری که میگوید: آیا میدانی همین مقدار غذا میتوانست لبخندی بر چهره کودکی گرسنه بیاورد؟
پرخوری و زیادهروی، تنها نعمتها را هدر نمیدهد؛ بلکه انسان را از تعادل و آرامش دور میکند. جسمی که بیش از اندازه خورده است، سنگین میشود و روحی که اندازه نمیشناسد، گرفتار بینظمی و آشفتگی میگردد. انسان خردمند، نه شکمش را فرمانروای خود میکند و نه اجازه میدهد چشمهایش بیش از نیاز طلب کنند.
در دنیایی که منابع طبیعی رو به کاهش است، اسراف کردن به معنای بیاعتنایی به آینده نیز هست. هر قطره آب که بیهوده میچکد، هر لقمه نانی که بیتوجه دور ریخته میشود و هر غذایی که بدون برنامهریزی تهیه میگردد، زخمی کوچک بر پیکر زمین است. زمینِ ما، این مادر مهربان، همهی آنچه را دارد با سخاوت در اختیار ما میگذارد؛ پس شایسته است ما هم با مهربانی و دلسوزی با نعمتهایش رفتار کنیه خودمان، بلکه زمین، جامعه و آینده بهتر خواهد شد. بیاییم بیاموزیم در کنار خوردن و آشامیدن، سپاسگزار باشیم و قدردان؛ زیرا نعمتها زمانی ماندگار میشوند که با احترام و میانهروی همراه باشند.