مینویسم برایت، ای سرزمینِ آفتاب و مهربانی، ای خاک پاکی که از دل تو جوانهی امید میروید. از البرز سربلند تا خلیج همیشه فارس، از کویرهای داغ تا جنگلهای سبز شمال، هر وجب از خاکت داستانی دارد؛ داستان عشق، ایثار و زیبایی.
ایران من، تو مهدِ فرهنگ و تمدنی هستی که قرنهاست از دل تاریخ میدرخشی. تو سرزمین شاعران و قهرمانانی هستی که نامشان در ذهنها جاودانه مانده است؛ از حافظ و سعدی تا فردوسی بزرگ، از نادر دلیر تا شهیدان گمنامی که برایت جان دادند تا پرچمت آزاد بماند.
مینویسم برایت، چون دوستت دارم؛ با تمام قلب کوچک خود. دلم میخواهد روزی بر قلههای افتخارت بایستم و فریاد بزنم که من فرزند ایرانم، همان سرزمینی که با عشق و امید زنده است.
معرکه یادت نره 😉