فاطمه

نگارش هفتم.

سلام انشا بنویسید برام خیلی لازم دارم تاج و فالو میدم موضوع انشا: روستایی را در ذهن خود مجسم کنید و در موردش انشا بنویسید

جواب ها

جواب معرکه

تصور کن روستایی کوچک در دامنه‌ی کوه‌های سرسبز قرار دارد که بوی خاک باران‌خورده و گل‌های وحشی در آن پیچیده است. خانه‌ها با دیوارهای سفید و سقف‌های شیروانی قرمز، مثل نقاشی‌های رنگارنگی در میان درختان چنار و گردو پراکنده شده‌اند. صدای زنگوله‌ی گوسفندان و آواز پرندگان در هوای پاک صبحگاهی، زیباترین موسیقی طبیعت را می‌سازد. - **آرامش مطلق:** در این روستا خبری از ترافیک و هیاهوی شهر نیست؛ فقط صدای شرشر آب قنات و خنده‌ی بچه‌ها شنیده می‌شود. - **همسایگی گرم:** همه یکدیگر را می‌شناسند و هر روز صبح با یک چای داغ و نان تازه، روزشان را با لبخند شروع می‌کنند. - **طعم‌های طبیعی:** سبزی‌ها و میوه‌ها مستقیماً از باغچه‌ی خانه‌ها می‌آیند و طعمی فراموش‌نشدنی دارند. - **شب‌های ستاره‌باران:** وقتی شب می‌شود، آسمان پر از ستاره می‌شود و هیچ نوری جز نور ماه و چراغ‌های کوچک خانه‌ها وجود ندارد. - **زندگی ساده:** مردم اینجا با دست‌های خودشان زندگی می‌سازند و به طبیعت احترام می‌گذارند. تاج بده مرسییییی
روستایی را در ذهنم می‌بینم که در دامنه‌ی کوهی سبز و بلند قرار دارد و نسیم خنکی از میان درختانش می‌وزد. خانه‌های خشتی و سقف‌های کاه‌گلی آن با دود آرام اجاق‌ها رنگ زندگی گرفته‌اند. از دور صدای زنگ گوسفندان و آواز خوش چوپان به گوش می‌رسد. جوی آبی زلال از میان کوچه‌ی خاکی می‌گذرد و صدای شرشر آبش با خنده‌ی بچه‌هایی که کنار آن بازی می‌کنند، درهم می‌آمیزد. زنان روستا در حیاط خانه‌ها مشغول پخت نان تازه‌اند و بوی نان در تمام کوچه‌ها پیچیده است. مردان با دستانی پینه‌بسته در مزرعه مشغول کارند و آفتاب گرم به خوشه‌های طلایی گندم می‌تابد. شب که فرا می‌رسد، آسمانِ پرستاره و صدای جیرجیرک‌ها روح آدم را آرام می‌کند. روستای من جایی است که سادگی و صفا در آن موج می‌زند و همه چیزش یادآور مهربانی و زندگی پاک است. _معرکه بده✨

سوالات مشابه

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن