تصور کن روستایی کوچک در دامنهی کوههای سرسبز قرار دارد که بوی خاک بارانخورده و گلهای وحشی در آن پیچیده است. خانهها با دیوارهای سفید و سقفهای شیروانی قرمز، مثل نقاشیهای رنگارنگی در میان درختان چنار و گردو پراکنده شدهاند. صدای زنگولهی گوسفندان و آواز پرندگان در هوای پاک صبحگاهی، زیباترین موسیقی طبیعت را میسازد.
- **آرامش مطلق:** در این روستا خبری از ترافیک و هیاهوی شهر نیست؛ فقط صدای شرشر آب قنات و خندهی بچهها شنیده میشود.
- **همسایگی گرم:** همه یکدیگر را میشناسند و هر روز صبح با یک چای داغ و نان تازه، روزشان را با لبخند شروع میکنند.
- **طعمهای طبیعی:** سبزیها و میوهها مستقیماً از باغچهی خانهها میآیند و طعمی فراموشنشدنی دارند.
- **شبهای ستارهباران:** وقتی شب میشود، آسمان پر از ستاره میشود و هیچ نوری جز نور ماه و چراغهای کوچک خانهها وجود ندارد.
- **زندگی ساده:** مردم اینجا با دستهای خودشان زندگی میسازند و به طبیعت احترام میگذارند.
تاج بده مرسییییی