........آسمان صاف و آبی بود .خورشید زیبا در حال غروب کردن بود .ابر های سفید پاورچین پاورچین در آسمان به این سو و آن سو می رفتند.ابر سیاه بزرگی از غرب سر برآورد ابرهای کوچک سفید از ترس ابر سیا به هم چسبیدند. ویک ابر بزرگ را تشکیل دادند .ابر سیا تند تر قدم بر می داشت .تمام آسمان را پوشانده بود .حتی آفتاب مهربان را.ابر سیا به ایر سفید چسبید و نور شدیدی به زمین تابید.صدای رعد برق در کوه ها پیچید صدای وحشتناکی بود تن آدم را میلرزوند ..