داداش بقر آن یادم معلم زمان کرونا به مادرم زنگ زدشو گفتش که من هر چی میگم شما بگید آره بعدشم به خودم زنگ زدشو گفتش که تقلب نکنی با دوربین نگاتون میکنم گفتم من تو بعدشم صدا آب میومدش بعدش گفتم منم میبینمت که تو حمومی گفت تو از کجا میدونی گفتم بقران نمیشه گفت