mmmNM

کارگاه کارآفرینی و تولید.

خلاصه ی یک کتابی که خوندید

جواب ها

jomong 🗡

کارگاه کارآفرینی و تولید

کتاب نخوندم ولی از تابستون شروع میکنم خوندن🗣
kiana

کارگاه کارآفرینی و تولید

یه مردی خیلی تنها بود یه شب یه زنی رو میبینه که داره گریه میکنه باهم حرف میزنن دوباره روز بعد هم همو میبینن دختر که اسمش ناستنکا بود از زندگیش میگه که با مامان بزرگش زندگی میکرد عاشق مستاجرشون شد و اون مستاجر قول داد که وقتی وضعش خوب شد به ناستنکا نامه میده که بعد باهم ازدواج کنند ولی نامه نداد ‌(دلیل گریه دختره این بود)خلاصه که این مرد تنها به ناستنکا کمک میکنه یه نامه مینویسه برای اون مرد که بهش گفتن بیاد کلیسا اما نیومد. مرد تنها به ناستنکا اعتراف میکنه که عاشقش شده ناستنکا میگه کاش شما اون فرد بودید شما خیلی خوبید و اینا خلاصه ابراز علاقه صورت میگیره بعد یهو همون عشق اولش صداش میزنه و ناستنکای بی عقل میدوه میره پیش اون مرد و مرد تنها رو ول میکنه. و یه مدت بعد ناستنکا به مرد تنهای داستان نامه میده که داره ازدواج میکنه. مرد تنها هم براش آرزوی خوشبختی میکنه . تمام. کتاب شبهای روشن از داستایفسکی.
☆Soph

کارگاه کارآفرینی و تولید

به دردت نمیخوره 😔
𝐕𝐢𝐨𝐥𝐞𝐭

کارگاه کارآفرینی و تولید

کتابی که جدیدن پیدا کردم اسمش اتاق مهمان هست و ژانر معمایی ترسناک داره اوایل کتاب یکم خسته کنندست ولی تقریبا وسطاش تازه داستان جالب میشه و اگه بخوام تا جایی که خوندم خلاصشو بگم اینطوریه که دختری به اسم لیزا یه اتاقی رو تو یک خونه اجاره می‌کنه خونه هم مال یه زوجه که انگار زنه پیر تر از مردس و مرده بخاطر پول و ثروتی که زنه داشته باهاش ازدواج کرده اسمه مرده هم جکه و از این آدمای تاکسیک و رو مخه و لیزا هم یه سری مشکلات تو زندگیش داره از جمله کابوس و خودکشی و اینا خلاصه که لیزا پی می‌بره توی اتاقی که اجاره کرده مستاجر قبلی خودکشی کرده درحالی که جک گفته قبلاً هیچ کس نبوده و لیزا اولین نفره و لیزا هم میخواد کسی که خودکشی کرده رو بفهمه کی بوده کتابو کامل نخوندم وسطاشم و به نظرم از این کتابایی نیست که شاهکار باشن صرفا موضوع جالب داره
ahir

کارگاه کارآفرینی و تولید

اخرین باری که کتاب خوندم رو یادم نمیاد چه درسی چه غیر درسی
𝐹𝐴𝑇𝐸𝑀𝐸

کارگاه کارآفرینی و تولید

انگاری یه دخترست به اسم ستایش وارد متوسطه دوم میشه بعد حالا با چند نفر دوست میشه داداش یکی از اینا خیلی جیگره بعد انگاری یه دختر دیگه که اکیپ اینا رو تشکیل دادو ستایش از این پسره خوششون میاد بعد انگاری اینا یه کلتس شعر گردانی هست این پسر و دختره تو یه کلاس میوفتن خلاصه دیگه کم کم با هم آشنا میشن اینا همه چی خوب پیش میره تا وقتی که اون دختره دیگه که اکیپو تشکیل داده میفهمه بعد انگاری با پسره قرار میذاره به پسر عموش میگه تو زنگ بزن ستایشو پرش کن بگو پوریا با یکی دیگست اینا اینم زنگ میزنه دخترم میاد میبنه اینا با هممن دیگه اصلا میره به حرفای پسرم توجه نمیکنه بعد نمیدونم پسره 6ماه میزن کجا مسافرت بعد همین پسره ای که به ستایش زنگ زده بود قضیه رو میفهمه با کلی معذرت خواهی میاد میرن فرودگاه واسه آشتی اینا خلاصه میگذره دیگه اینا عقد میکنن اینا بعد این دوتا تصادف میکننو خلاصه پسره میمره اصلا یه وضعی.. بعد انگاری اون پسره که قبلنا ریده بود تو رابطتشون از موقع فرودگاه با پوریا اوکی شدن و پوریا وقتی داشته میمرده گفتی که تو بالا سر ستایش باش.. این دوتا با هم ازدواج میکنن وخلاصه... باحال بودمخصوصا طرز نوشتنش اسمشم خاکستر عشقه

سوالات مشابه

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن