این رویکرد توی غرب بوده و خب هر رویکردی که شکل میگیره یکسری اهداف و روش ها داره.
تبیین کلا اومده اجتماع رو مثل طبیعت تعریف کرده یعنی از همه نظر میگه اجتماع مثل طبیعت اند برای همین چون توی طبیعت ما از ابزار تجربی و حسی استفاده میکنیم پس توی اجتماعی هم باید از همون استفاده کنیم با این طرز نگاهشون باعث شده که معنای کنش اهمیت داده نشه و هرچی که قابل مشاهده است فقط بررسی بشه.مثلا در رویکرد تبیینی برای شناخت یک پدیده اجتماعی اول نظم رو میشناسن از طریق تجربه و پیشگیری و پیش بینی میکنند و این راه حلی هست که توی پدیده های طبیعی هم به کار میبرند.
سعی کردم کامل توضیح بدم تا متوجه بشی.