موضوع: خاطره روز اول مدرسه
مقدمه: همهی ما در زندگی خاطرات شیرین و فراموشنشدنی زیادی داریم. یکی از خاطراتی که هیچوقت فراموش نمیکنم، روز اول مدرسهام است.
بدنه: آن روز صبح زود از خواب بیدار شدم و با شوق و هیجان لباسهای مدرسهام را پوشیدم. مادرم برایم صبحانه آماده کرد و بعد با هم به مدرسه رفتیم.
وقتی به مدرسه رسیدم، دانشآموزان زیادی را دیدم که بعضی از آنها خوشحال و بعضی دیگر نگران بودند.
من هم کمی خجالت میکشیدم و دست مادرم را محکم گرفته بودم.
وقتی زنگ مدرسه به صدا درآمد، با دوستان جدیدم وارد کلاس شدیم.
معلم مهربانمان با لبخند از ما استقبال کرد و خودش را به ما معرفی کرد.
کمکم با همکلاسیهایم آشنا شدم و ترسم از بین رفت.
در زنگ تفریح با چند نفر از بچهها بازی کردم و لحظات شادی را گذراندم.
وقتی به خانه برگشتم، تمام اتفاقات آن روز را با هیجان برای خانوادهام تعریف کردم.
نتیجهگیری: روز اول مدرسه برای من روزی پر از هیجان، شادی و تجربههای تازه بود. حالا هر وقت به آن روز فکر میکنم، لبخند میزنم و خوشحال میشوم که چنین خاطرهی قشنگی دارم.