1.الف.ناگهان سجاد شروع کرد به گریه کردن.
ب.دانش آموزان،کیف هایشان را حمل می کنند و به مدرسه می روند.
ج.وقتی که حمید،در خانه را باز کرد،نجاری را دید.
د.این حکایت،چهل سال پیش،اتفاق افتاد.
ه.دنبال شکاری بگردید و هیزم جمع کنید.
ر.بالا نرو.تو نمی توانی.
2.الف
الف
3.الف.بهترین مردم،کسی است که به مردم سود می رساند.
ب.شرف انسان،به علم و ادب است،نه به اصل و نسب.
ج.ما را بر قوم کافران یاری کن.
د.گفتن نمیدانم،نیمی از علم است.