امید. نام برادر من امید است او در کار های زیادی به
پدر بزرگ و پدرم کمک میکند او دوست دارد به همه
کمک کند چون کار کردن را بسیار دوست دارد
خودم هم در دفتر فارسیم نوشتم
معرکه
امید در دکان پدربزرگم به او وپدرم کمک میکند او بی اختیار دستمال را بر میدارم و قاب های کوچک را تمیز میکند انها در دشت زیبایی زندگی میکنند که رهگذران بسیاری از آنجا میگذرند امید وقتی که میبیند پدر بزرگ خسته است صندلی فلزی را در دکان میگذارد تا پدربزرگ خستگی در کند
معرکه لطفا