روزی دختری که شب به روبه بالا خوابیده بود که ناگهان احساس سنگینی زیادی کرد اون در خواب و بیداری بود و در خوابش دیده بود که خونه ی عمش نشسته که ناگهان بالای چراغ خونه یک عروسک ترسناک میبینه که تا چشمش بهش میخوره عروسک به سمت او هجوم میاره و پرت میشه رو زمین وقتی بلند میشه عروسک دقیقا جلوشه و دوباره اون رو بر زمین میزنه و اون وقتی بیدار میشه صداش اصلا به هیچ جا نمیرسه و نمیتونه داد بزنه یا حرکت کنه چون بختک روی اون نشسته بود...... نتیجه گیری=هیچوقت شب روبه بالا نخوابید.