بستگی دارد اگر در آن جمع دوستانه، اعمالی مانند دروغ، افترا، تحمت، ناشکری و... صورت نگیرد و در آن جمع همبستگی وجود داشته باشد؛ اشخاص آن جمع با انجام تفکر که عبادت بزرگی است که با انجام دستورات خداوند کامل تر می شود؛ راه حلی را پیدا کنند و مانند تملیخا با پیدا کردن راه حل دوستانش را نیز سهیم کنند می تواند جمعی برای تقویت ایمان به رب باشد. به این معنا که در واقع هر یک با تفکر می توانند درباره آفرینش و خالق مهربان چیزی پیدا کنند و به اشتراک بگذارند. مانند تملیخا که با تفکر آگاه شد که دقیانوس خدای آسمان و زمین نیست. دقیانوس با شنیدن خبر آمدن ارتش جنگ دچار ترس شد. این دنیا سازنده و تدبیر کننده ای دارد که او دقیانوس نمی باشد. چه کسی آسمان را مانند سقفی بدون هیچ ستونی و زمین را آنقدر مستحکم آفرید؟! او خداوند آسمان و زمین
است.
در ادامه تملیخا چنین تفکری را بیان کرد و سایر دوستانش صحبت های خود او را پذیرفتند و از تمامی خوشی های دنیا گذشتند و به خواسته های نفسانی گوش نسپردند. آنان از خانواده شان گذشتند و خداوند نیز لطف به بزرگی به آنان کرد.
این عمل اصحاب کهف نمونه از حرکت بر خلاف جهت رودخانه است.