معنی دوستی صفحه ۸۴ فارسی ششم
بدان ای پسر مردمان تا زنده اند از دوستان ناگزیرند.
مفهوم: ای فرزندم آگاه باش که انسان تا زمانی که زنده است ناچار است که دوستانی داشته باشد.
که مرد اگر بی برادر باشد به که بی دوست.
مفهوم: که اگر یک انسان برادر نداشته باشد بهتر از این است که هیچ دوستی نداشته باشد.
از آنکه حکیمی را پرسیدند که دوست بهتر یا برادر ؟
مفهوم: به این دلیل که از دانشمندی پرسیدند که دوست بهتر است یا برادر؟
گفت: برادر نیز، دوست بِه
مفهوم: گفت: برادر هم بهتر است دوست باشد
پس به کار دوستان اندیشه کن و دوستی ایشان به مردمی و احسان، تازه دار.
مفهوم: پس به اعمال و رفتار دوستانت فکر کن و دوستی خود را با انسانیت و نیکی کردن حفظ کن.
و چون دوست نو گیری پشت بر دوستان کهن مکن.
مفهوم: و زمانی که دوست جدیدی پیدا کردی دوستان قدیمی را از یاد نبر.
دوست، همی طلب و دوستان کهن را بر جای همی دار تا همیشه بسیار دوست داشته باشی.
مفهوم: همیشه در حال پیدا کردن دوست باش و دوستان قدیمی را نیز برای خود نگه دار تا همیشه دوستان زیاد داشته باشی.
و دیگر با مردمانی که با تو به راه دوستی روند و «نیم دوست» باشند، نیکویی و سازگاری کن.
مفهوم: و همچنین با کسانی که دوستی مختصری داری با نیکویی رفتار کن.
و در هر نیک و بد به ایشان مشفق باش.
مفهوم: و در حوادث نیک و بد نسبت به آنها مهربان باش.
تا چون از تو مردمی ببینند، دوست یکدل شوند.
مفهوم: چون وقتی که این رفتار ها را از تو می بینند، دوست صمیمی و واقعی تو می شوند.
معنی کلمات دوستی فارسی ششم
ناگزیر: ناچار، طلب: درخواست،
حکیم: دانشمند، همی طلب: انتخاب کن ، بگیر ، درخواست کن،
بِه: بهتر، سازگاری: سازش،
مردمی: انسانیت ، انسان بودن، مشفق: دلسوز ، مهربان،
احسان: نیکی، با تو نیم دوست باشند: با تو کمی دوست باشند،
کهن: قدیمی، یک دل: صمیمی
معنی مشاوره صفحه ۸۵ فارسی ششم
مشاورت کردن در کارها از قوی رایی مردم باشد و از تمامی عقل و پیشبینی
مفهوم: مشورت در کارها نشانه هوشمندی، دانایی و آینده نگری انسان است.
چه هر کس را دانشی باشد و هر یکی چیزی داند؛ یکی بیشتر و یکی کمتر
مفهوم: چون هر کسی دانشی دارد و چیزی می داند؛ بعضی ها بیشتر می دانند و بعضی ها کمتر
و یکی دانشی دارد و هرگز به کار نبسته است و نیازموده
مفهوم: بعضی ها دانشی دارند و هرگز از آن استفاده نکرده اند و آن را امتحان نکرده اند.
و یکی همان دانش داند و کار بسته است و آزموده
مفهوم: و بعضی ها همان دانش را دارند و از آن استفاده کرده اند و آن را امتحان کرده اند.
مَثَل این، چنان باشد که: یکی باشد که بسیار سفر ها کرده باشد و جهان بسیار دیده و سرد و گرم چشیده و در میان کارها بوده، با آن کس برابر نتوان کرد که هرگز سفر نکرده باشد و ولایت ها ندیده
مفهوم: مثلاً آن کسی که سفرهای زیادی کرده و دنیا را دیده و تجربه های بسیاری کسب کرده است و کارهای بسیاری انجام داده باشد، با کسی که هرگز سفر نکرده باشد و شهر های مختلف را ندیده باشد نمی تواند یکسان باشد.
و از این رو گفته اند: تدبیر با دانایان و پیران و جهان دیدگان باید کرد.
مفهوم: به همین دلیل گفته اند: برای انجام کارها باید با عاقلان و کهنسالان و افراد با تجربه مشورت کرد.
و نیز یکی را خاطر تیزتر باشد و در کارها زودتر تواند دید و یکی کند فهم باشد.
مفهوم: و همچنین یکی هوش بیشتری دارد و نتیجه کارها را زودتر می تواند پیش بینی کند و یکی هوش کمتری دارد و دیرتر می فهمد.
و تدبیر ده تنه چون زور ده مرد باشد.
مفهوم: چاره اندیشی ده نفر مانند قدرت و نیروی ده مرد قوی و نیرومند است.
(همانطور که زور ده نفر از زور یک نفر بیشتر است فکر و اندیشه ده نفر هم از فکر و اندیشه یک نفر بهتر کار می کند.)
همه جهانیان معتقدند که هیچ آفریده، داناتر از پیغامبر (ص) نبوده است.
مفهوم: همه جهانیان به این عقیده دارند که هیچ آفریده ای در دنیا داناتر و عاقل تر از پیامبر (ص) نبوده است.
و با این همه فضیلت و معجزات که او را بُود، خدای (تعالی) او را می فرماید: « وَ شاور هُم فی الامر»
مفهوم: و با این همه خردمندی و معجزه ها که پیامبر داشت، خدای بلند مرتبه به او می فرماید: در کار ها با دیگران مشورت کن.
یا محّمد چون کاری کنی و یا مهّمی تو را پیش آید، با یاران خویش تدبیر کن.
مفهوم: ای محمّد زمانی که می خواهی کاری را انجام بدهی و یا کار مهّمی پیش آمد با یاران خود مشورت کن.
مشورت ناکردن در کارها، ضعف رایی باشد و هیچ شغلی بی مشورت، نیکو نیاید.
مفهوم: مشورت نکردن در کارها نشانه بی عقلی است و هیچ کاری بدون مشورت به خوبی انجام نمی شود.
معرکه یادت نره !😉
ببین من کامل برات فرستادم پس معرکه بده😊