کتاب خمره، داستانی بومی درمورد مردم روستایی دورافتاده و محروم در ایران است و مدرسهای که برای بچههای این روستا دایر شده است. زمستان و سرمای آن باعث شکستن خمرهی آب مدرسه شده است که از آن به عنوان آبخوری استفاده میشود و نیاز به تعمیر یا تعویض دارد. مدرسه فقط یک معلم دارد که مسئولیت همهی بچهها برعهدهی اوست. او به هر دری میزند تا خمره را تعمیر کند یا یک خمرهی جدید برای مدرسه تهیه کند؛ اما آنچه در داستان مطرح میشود، نتیجهی این جستوجو نیست؛ بلکه اتفاقاتی است که در روند آن برای آقای معلم، بچهها و اهالی روستا میافتد.
ممنون میشم تاج بدی