بیاین یه داستان براتون تعریف کنم یه روز یک دخترکی تو اهواز به دنیا اومد یک روز رفتند تا یک خانه ی جدید بگیرند خانه ی جدید خیلی کثیف بود کلی کار توش کردند حتی مجبور شدند همانطور که در آن خانه بودند کابینت هم پدرش درست کند. خیلی سختی کشیدند‌..... یک روز با خودشان تصمیم گرفتند که به کرج مهاجرت کنند ، دخترک خیلی ناراحت شد حتی کلی گریه کرد، بالاخره گرفتند،برای چند ماه دیگر. در آن چند ماه ماشینشان هم که پراید بود که کلی دخترک با آن خاطره داشت هم به فامیلشان فروختند دخترک دوباره زد زیر 😢 گریه... ماه ر

تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

نصب اپلیکیشن

جواب ها

داستانه خیالی نیست درسته؟؟؟
ای وایییی

سوالات مشابه

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم