معرکه بده و امتیازز
---
## 1) تشخیص
**تعریف:** نسبت دادنِ **ویژگیها یا کارهای انسانی** به **غیرانسان** (مثل طبیعت، اشیا، حیوانات یا پدیدهها).
**مثال:**
- «باد با من **همراه شد**»
(باد مثل انسان “همراه میشود”.)
---
## 2) تشبیه
**تعریف:** بیان کردنِ شباهت بین دو چیز با یکی از ادات تشبیه مثل: **مثل، مانند، چون، همچون** و…
**مثال:**
- «چشم تو **مثل** ستاره میدرخشد.»
---
## 3) تضاد
**تعریف:** آوردنِ دو مفهومِ **متضاد** در کنار هم یا نزدیک به هم.
**مثال:**
- «شب و روز نمیشناسم، **اندوه و شادی** میگذرد.»
(شب/روز ، اندوه/شادی متضادند.)
---
## 4) تکرار
**تعریف:** تکرارِ یک **کلمه، عبارت یا ساختار** برای تأکید، موسیقی یا برجستهسازی معنا.
**مثال:**
- «رفتی و رفتی و رفتی…»
(تکرار “رفتی” برای تأکید و شدت حس.)
---
## 5) کنایه
**تعریف:** گفتنِ یک معنیِ غیرمستقیم که منظور اصلی چیز دیگری است (نه معنای ظاهری جمله).
**مثال:**
- «فلانی **آبِ خوش از گلویش پایین نمیرود**.»
کنایه از: ناراحت است/نمیتواند حرف بزند یا حالش بد است.
---
## 6) مراعات نظیر
**تعریف:** آوردنِ واژهها یا مفاهیمِ مرتبط با هم، که **در یک حوزه معنایی** یا **شبکهی تصویری** مشترکاند (مثل کلماتِ مربوط به جنگ، طبیعت، مدرسه، عشق…).
**مثال:**
- «بهار آمد، گل شکفت، باغ خندید.»
(کلماتِ بهار/گل/باغ همجهت و همسنخاند: طبیعت و فصل.)
---