داستان دیوار شیشه ای تفکر هفتم
روزی دانشمندى آزمایش جالبى انجام داد. او یک آبزی دان (آکواریوم) ساخت و با قرار دادن یک دیوار شیشهاى در وسط آبزی دان آن را به دو بخش تقسیم کرد. در یک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش دیگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقهی ماهى بزرگ تر بود. ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى دیگرى نمى داد. او براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سویش حمله برد، ولى هر بار با دیوار نامرئی برخورد مى کرد؛ همان دیوار شیشه اى که او را از غذاى مورد علاقه اش جدا میکرد …
پس از مدتى، ماهى بزرگ از حمله و یورش به ماهى کوچک دست برداشت. آنگاه، دانشمند شیشهی وسط آبزی دان را برداشت و راه ماهی بزرگ را باز گذاشت، ولى دیگر هیچ گاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آن سوى آبزی دان نرفت!
شکست پل پیروزی است.
یعنی انسان از شکست هایش درس میگیرد و دفعهی بعدی آن اشتباهات را تکرار نمیکند و در نتیجه همین شکست باعث موفقیت او میشود.
دریافت شما از داستان دیوار شیشه ای تفکر هفتم چیست؟
دریافت من این است که ما تجربیات گذشته را به موقعیتها و اتفاقات جدید زندگیمان تعمیم مید