Noora

فارسی نهم.

لطفا یک دلنوشته درمورد بچه های میناب بنویسین تاج میدم

جواب ها

جواب معرکه

aysa

فارسی نهم

میناب... شهری که آفتابش مثل لبخند بچه‌هایش گرم و صادق است. بچه‌های میناب را که ببینی، می‌فهمی شادی لزوماً از امکانات نمی‌آید؛ از دل پاک می‌آید، از نگاهی ساده‌ای که هنوز با دنیای بی‌رحم بزرگ‌ترها آلوده نشده. کف پاهایشان شاید خاکی باشد، ولی قلبشان روشن‌تر از دریاست. با توپ‌های پارچه‌ای در کوچه‌های گِلی بازی می‌کنند و صدای خنده‌شان تا تهِ نخلستان می‌پیچد. مدرسه برایشان گاهی دور است، اما رؤیاهایشان همیشه نزدیک؛ رؤیای دکتر شدن، معلم شدن، یا شاید فقط داشتن باغی پر از نخل و انبه که بتوانند با پدرشان شریکِ سایه‌اش شوند. زیر آفتاب تند جنوب، بچه‌های میناب یاد گرفته‌اند که زندگی را دوست داشته باشند؛ حتی وقتی سخت می‌گذرد، حتی وقتی باد شرجی صورتشان را می‌سوزاند. دلشان بی‌کینه است، مثل آب‌های صاف چشمه‌های کوهی که از دل زمین می‌جوشند و لبخندِ زمین را زنده نگه می‌دارند. بچه‌های میناب، کودکانِ آفتاب‌اند. شاید کسی نبینَدشان، شاید نامشان در هیچ دفتر بزرگی نیاید، اما اگر دلِ زمین زبان داشت، از آن‌ها به عنوان امیدِ فردا یاد می‌کرد... امیدی که با هر خنده‌شان، میناب را زیباتر می‌کند. 🌴💛

سوالات مشابه

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن