Reza

فارسی دهم.

مفهوم کنایه های مشخص شده را بنویسید. الف:کارش نگار نقشه قالی بود و در ان دستی نازک داشت ب: چندان تناوری و بلند که به هنگام تماشا ، کلاه از سر کودک عقل می افتد

جواب ها

HNJ09

فارسی دهم

الف کنایه از مهارت داشتن ب کنایه از ناتوانی و نقص عقل برای توصیف
امیر

فارسی دهم

در اینجا به توضیح کنایه‌های مشخص شده در جملات شما می‌پردازم: **الف: 'کارش نگار نقشه قالی بود ودر ان دستی نازک داشت'** * **کنایه:** 'دستی نازک داشتن' * **مفهوم کنایه:** این عبارت به معنای داشتن مهارت و استادی در کاری است. منظور این است که شخص در قالی‌بافی و طراحی نقشه قالی بسیار ماهر و چیره‌دست بوده و کارهایش ظریف و هنرمندانه از آب درمی‌آمده است. 'نازک' در اینجا به ظرافت، دقت و هنرمندی اشاره دارد. **ب: 'چندان تناوری و بلند که هنگام تماشا، کلاه از سر کودک عقل می افتد'** * **کنایه:** 'کلاه از سر کودک عقل می افتد' * **مفهوم کنایه:** این عبارت کنایه از نهایت تعجب، شگفتی و حیرت است. وقتی چیزی آنقدر بزرگ، بلند یا غیرمنتظره باشد که باعث شود فرد (در اینجا کودک، که نمادی از سادگی و بی‌تجربگی است) از شدت ناباوری و تعجب، کلاه از سرش بیفتد (که خود نشانه‌ای از از دست دادن هوشیاری یا تمرکز لحظه‌ای است). در واقع، این کنایه برای بیان عظمت و شگفتی بیش از حد یک پدیده به کار می‌رود.

سوالات مشابه