دوستان یه انشاع در باره داستان از زبان درخت از گوگل نباشه اگه باشه معرکه نمیدم. زود میخوام اگه کسی زود فرستاد معرکه میدم

تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

نصب اپلیکیشن

جواب ها

جواب معرکه

روزی روزگاری درختی بود که میوه نمی داد و یک مرد بود که درختی که میوه نمیداد رو قطع میکرد. درخت خیلی ترسیده بود چون می دانست که دیگر عمرش به دنیا نیست. روزی مرد با یک تبر بزرگ آمد و میخواست درخت را قطع کند تبر به درخت گفت تو دیگر میوه نمی دهی و به درد نمی خوری درخت گفت این کار را نکن. تبر خندید و گفت علم بی عمل مانند این است که درخت میوه ندهد. تاج فراموش نشه

سوالات مشابه

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم