تلفن همراه من ،خواهرم ،مادرم و پدرم است. او مانند پارهای از تنم میماند وقتی کسی به آن دست میزند سیستم های صوتیام ناخودآگاه کار میکند. من تنها و تنها زمانی موبایلم را کنار میگذارم که دمای آن از دمای هوای اهواز بیشتر شده باشد حتی گاهی اوقات آنقدر سرم گرم که میشود که وقتی اینترنت ندارم،تازه با خانواده ام آشنا میشوم.
هوا هوس سیگار گشیدن کرده و مدرسه های ما به لطفش تعطیل شده من در بستر خواب با چشمانی نیمه باز ، جواب های چپر چلاغ به معلم میدهم و باز به خواب فرو میروم .
حال تمامی خواسته ی ماها این است که هوا سیگاری ومعتاد شود تا ما حداقل تا اخر هفته در رخت خواب کلاس برپا کنیم و آنچان جواب های قلنبه سلنبه به پرسش های معلم دهیم که دهانش باز بماند . هم کلاسی هایم چنان انشاهایی نوشتند که خواندن دارند اما وای به حال ما اگر مدرسه بودیم انشاهایمان چنان تعریفی نداشتند و معلم کلمه به کلمه ایراد های بسیاری میگرفت و ما مایوس به سمت صندلیمان میآمدیم و باز شروع به توشتن میکردیم اما حال معلم انشاهایمان را میخواند و به به و چح چح میکند و بچه ها یکی پس از دیگری انشاهایشان را به گروه میفرستند .
اما این اتفاق بسیار جالبی هم نیست چرا که نه خنده ای وسط درس دادن معلم هست نه شیطنتی و نه زنگ تفریحی که قهقه ها به سوی آسمان بروند ، نه دوستانم را میتوانم ببینم تا دعوایی به پا کنیم . انگار دیپلم را هم آنلاین خواهیم گرفت و دکتر و مهندس های گلابی خواهیم شد و خانه های کج و کله درست خواهیم کرد و شاید دکتر شویم و گوشی قلب را بر روی چشم خواهیم گذاشت چکش زانو را بر روی قلب خواهیم زد .
اگر چند روزی هم هوا به کار خود ادامه دهد مجبور میشوبم آن را به کمپ ترک اعطیاد ببریم تا مدرسه ها باز شود و ما مهندس هایی با خانه های کج و کله و بی در و پیکر و دکتر هایی پر از تلفات نشویم .
وقتی مدرسه تعطیل بود نوشتیم
تلفن همراه آن قدر مزایا دارد که هرچه بگویم باز هم کم است! مثلا در مهمانی که نشسته باشی دیگر لازم نیست بدانی چه کسانی در آن جا حضور دارند! انقدر کله ی مبارکت را سمت تلفنت خم می کنی که ساعاتی بعد خود را در خانه ات می بینی!!
روزها اگر بیرون از منزل باشید حتما صف های خلوت دستشویی عمومی را دیده ای؛ کمی که دور و اطراف آن را نگاه کنی، متوجه میشی که همه سرها به تلفن همراهشان گرم است و خبری از کلیه شان هم ندارند که مبادا سنگ کلیه بگیرند! بعد هم که کارشان اضطراری می شود و مجبورند سرشان را از گوشی بیرون بکشند، آن وقت صف های طولانی دستشویی عمومی را خواهی دید!
تلفن همراه یک مهربانی به خصوصی دارد که شاید در خود آدم ها همچین مهربانی ای پیدا نشود؛ آن هم وقتی است که آن را زنگ میگذاری تا ۶ صبح بیدار شوی ولی با هربار زنگ زدنش، یک پس کله ای به او میزنی و بدون آنکه به او بر بخورد بازهم پشت سرهم زنگ میزند و سر و صدا می کند تا مجبور شوی با چشمان بسته رخت خواب را ترک کنی!