. وقتی عصابم خورده و شعر میگم .😶‍🌫️ شاعرک z.y شنیدم که چون قوی گشتی، عنانِ جُستن از ما برکَش. چو بازت پَر گشود از دام، رهایی نیست مرغِ حق را. نهنگی دیدم و گفتم به طعنه، «کوهِ سَر در آب!» که آن خود، کوه را زو بود، تا پُشتِ پا بر وی نَهَد. من از مفلس، نکردم یادِ عیشِ نَعمَتِ سابق، که سگ، سُقراط را دید و زِ مسخر، در نِگَشت از وی. بر این در، خیره شد چشمم، که ساقی، گَردِ کویِ تو مرا، چون دُرِّ شهوار است، هر قطره که چشم تَر شود.

تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

نصب اپلیکیشن

جواب ها

جواب معرکه

خدایی وقتی عصبانی هستید چطور میتونید شعر بگید(شعر قشنگی بود💕)

جواب معرکه

بابا بنازم باریکلاح داری

جواب معرکه

زیبا بود👏👏👏

سوالات مشابه

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم