اوا .....

بدون درس.

کسی داستان ترسناکی که برای خودتون اتفاق افتاده دارین بگین

جواب ها

:)🤍

بدون درس

یشب تو خونه تنها بودم رفتم حموم بعد که اومدم تو اتاقم دیدم تحویه و لامپ حموم‌ روشن شد من از ترس مرده بودم بعد رفتم نگاه کردم دیدم یکی داره دستش میشوره همونجا یه جیغ زدم که مامان بابام خونه عموم بودن صدام شنیدن اومدن
pari

بدون درس

(خونه مامان بزرگم حیاط دارع و کلش برای خودشونه و سه طبقس و توی اول و دوم زندکی میکنن با دایی هام ) شب اولی کع تشییع جنازه کردیم من فرداش باید میرفتم کلاس و داشتم شبش مشقامو تو خونشون می‌نوشتم انتنم نمیومد داشتم در و دیوار و میدیدم که یهو یکی گف چراغو خاموش کن رفتم خاموش کنم یهو دیدم یع سایه از راه پله رد شد یهو دیدم پشت بندش از دیوار حیاط رد شد خیلی ترسیدم و داییم و که دیدم نسبتن آروم شدم تا صب خوابم نبرد ولی از ترس چشامو باز نکردم

سوالات مشابه

Ad image

کمک‌درسی اول تا دوازدهم

ترم دوم با فیلیمومدرسه

ثبت نام