اول ≠ آخر
آینده ≠ گذشته
بر خاست ≠ بنشست
تازه ≠ کهنه
خنده ≠ گریه
خوش حال ≠ ناراحت، دلتنگ
صبح ≠ شب
غریب ≠ آشنا
غوغا ≠ آرامش
فارغ ≠ گرفتار
قریب ≠ دور، بعید
نزدیک ≠ بعید، دور
خفته ≠ بیدار
عزیز ≠ ذلیل
غفلت ≠ باخبری و آگاهی
زنگ آفرینش فارسی هفتم
آفرینش: خلقت
غوغا: داد و فریاد
برخاست: بلند شد
فارغ: آزاد و رها
رهسپار: عازم و راهی
پیغمبر: پیام آور
زائر: زیارت کننده
زنجره: حشرهای کوچک شبیه ملخ
کام: آرزو
حَرَم: مکانِ زیارتی
گرمِ گفتگو: مشغولِ گفتگو
ذره ذره: کم کم
غلتید: از پهلویی به پهلوی دیگر چرخید
اَبَد: جاودان
گُلدسته: مناره
گنبد: سقفی بزرگ که به شکل نیمکره است
کام: آرزو، میل، خواسته