1_I watch TV in my free time.من در وقت آزادم تلویزیون تماشا میکنم.
2_I like playing computer games in my free time. من دوست دارم در وقت آزادم بازی های کامپیوتری انجام بدم(بازی کنم).
تاج یادت نره
برای مثال:
l play valleyball with my brother
بازی میکنم والیبال با برادرم
l like play computer game in my free time
من دوست دارم بازی کامپیوتری کنم در وقت آزادم