سلام کسی انشا آخر حکایت را داره واسم بفرست

تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

نصب اپلیکیشن

جواب ها

بازنویسی: روزی شخصی شترش را گم کرد . از خدا کمک خواست تا شترش را پیدا کند برای همین نذر کرد که اگر شترش پیدا شد آن را به یک درم بفروشد ، اما وقتی شترش را پیدا کرد از نذری که کرده بود پشیمان شد . برای اینکه نذرش را ادا کند گربه ای به گردن شتر انداخت و گفت : شتر را یک درم و گربه را به صد درم میفروشم اما هر دو را با هم میفروشم ، چه کسی میخرد؟ شخصی که انجا بود گفت : اگر این گرون بند را به گردن شتر نمی انداختی ارزان تر بود.

سوالات مشابه درس 8 نگارش هفتم

》》fatemeh《《 f.f · درس 8 نگارش هفتم
Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم