sahel

فارسی نهم.

بچه ها پیک نوروزی فارسی اگه نوشتین حتی یخورده اش برام بفرستیم ممنون میشم 🙃😉🥰

جواب ها

Ehsan²

فارسی نهم

پیک نوروزی نداریم👨‍🦯

جواب معرکه

Moon_love

فارسی نهم

**عنوان انشا: ریشه‌های ظلم، از کجا شروع می‌شود؟** **مقدمه:** بسیاری از ما فکر می‌کنیم که اتفاقات بزرگ و کارهای ناگوار، همیشه از جاهای خیلی دور و یا از کارهای خیلی بزرگ شروع می‌شوند. اما اگر کمی دقیق‌تر نگاه کنیم، می‌بینیم که ریشه‌های بسیاری از مشکلات، حتی ظلم‌های بزرگ، در کارهای به ظاهر کوچک و بی‌اهمیتی است که شاید اصلاً به چشم نیایند. حکایت پادشاهی عادل به نام انوشیروان، به خوبی این موضوع را به ما نشان می‌دهد. **بدنه انشا:** روزی روزگاری، پادشاهی بود به نام انوشیروان که به عدل و انصافش در همه جا شهره بود. او در سفری به شکار رفته بود و پس از شکار، غلامانش غذایی برای او آماده کردند. همه چیز خوب بود تا اینکه متوجه شدند نمک ندارند! شاه دستور داد یکی از غلامانش به روستای نزدیک برود و مقداری نمک بیاورد. غلام با شنیدن دستور شاه، به سمت روستا حرکت کرد. اما در بین راه، فکری به ذهنش رسید که او را به فکر فرو برد. با خودش گفت: «شاه دستور داده نمک بیاورم. آیا فقط همین مقدار که لازم است باید بیاورم؟ شاید شاه به مقدار بیشتری احتیاج دارد؟» همین فکر باعث شد که او شروع به سنجیدن کند. او با خودش فکر کرد: «اگر شاه، که این همه قدرت دارد، بخواهد فقط یک سیب از درخت باغ کسی بچیند، آیا این کار مشکلی ایجاد می‌کند؟ شاید نه! اما اگر این اتفاق بیفتد، غلامان و اطرافیان او چه خواهند کرد؟ شاید آن‌ها به خودشان اجازه بدهند کل درخت را از ریشه بکنند! یا اگر شاه بخواهد فقط دو عدد تخم مرغ از خانه‌ای بردارد، چه؟ شاید در نگاه اول چیز مهمی نباشد، اما بعد از آن، سربازان او ممکن است تمام مرغ‌های آن خانه را سر ببرند!» این بود که غلام متوجه شد. او فهمید که حتی کوچکترین کاری که از طرف یک شخص قدرتمند انجام می‌شود، می‌تواند سرآغاز یک تبعیض یا ظلم بزرگتر باشد. همین که شاه اجازه داده باشد یک کار کوچک، که شاید در ظاهر بی‌ضرر است، انجام شود، می‌تواند این پیام را به دیگران بدهد که «ایرادی ندارد» و این «ایرادی ندارد» کم‌کم بزرگ و بزرگتر می‌شود و تبدیل به ظلمی فراگیر می‌شود. وقتی غلام نمک را آورد، شاه با ذکاوت همیشگی‌اش متوجه شد که غلام در مورد اندازه نمک فکر کرده و سنجیده است. شاه به او گفت: «همین که تو شروع کردی به فکر کردن درباره اینکه چقدر لازم است، همین خودش یعنی آغاز ظلم! چون این یعنی تو به خودت اجازه دادی که در مورد چیزی که متعلق به دیگری است، دخالت کنی.» **نتیجه‌گیری:** از این حکایت یاد می‌گیریم که ظلم و بی‌عدالتی، معمولاً یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد. بلکه مانند دانه‌ای کوچک شروع می‌شود و اگر مراقب نباشیم، کم‌کم رشد می‌کند و تبدیل به درختی تنومند و سایه‌افکن می‌شود که همه را در بر می‌گیرد. بنابراین، بسیار مهم است که حتی در کوچکترین کارهایی که انجام می‌دهیم، به حقوق دیگران احترام بگذاریم و از هرگونه اقدامی که می‌تواند سرآغاز بی‌عدالتی باشد، پرهیز کنیم. این درس، نه تنها برای پادشاهان، بلکه برای تک تک ما در زندگی روزمره، بسیار ارزشمند و حیاتی است.

سوالات مشابه

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن