1معنی و مفهوم:به ترتیب
1)خداوند پاک و بی عیب با فرمان خود، تمام پدیده ها و موجودات را (ماه و خورشید و شب و روز را) مطیع خود کرده است.
2)جای افسوس است از این که ایران از بین برود و آشیانه و جایگاه حیوانات درنده وحشی بشود.
3)ای دل درد کشیده من، مایوس مباش که حالت بهتر خواهد شد و آشفتگی های فکری تو آرام و قرار خواهند یافت.
4)یعنی کسی را که نمیخواهد پند نده که او خودش گرفتار میشود.
5)اسکندر یکی از کارگزاران کاردرست و کار بلد خود را از پست مهم و با ارزشی که داشت برکنار کرد
2معنی کلمات:
به ترتیب:انگیزه،خشک سالی، ابر،درختچهای با خارهای بسیار که در بیابانها میروید،زاری کردن
3:دوجمله آخر:
امید به آینده بهتر، و اینکه اوضاع و احوال روزگار دائما یکسان نیست.
شاعر به علاقه ی مردم ایران به امام رضا اشاره دارد که در خراسان تنها نیست و سالیانه چندین میلیون نفر به ریارتشون میرن.