و از ماه پرسیدم چرا ستاره ها را دونه دونه میخوری
ماه جواب داد عزیزکم نترس من آنها را نمیخورم آنها در دهان من و در صندوقچه من استراحت میکنند و از نور من تغذیه میکنند تا بتوانند نور بیشتری را تولید کنند
روشنک گفت من هم میتوانم روی تو دراز بکشم و استراحت کنم ماه گفت چرا که نه بیا اینجا هم پتو هست هم بالشت نرم
وقتی روشنک فهمید داستان چی هست دیگر نترسید و به همراه ماه و ستاره ها نورانی و زیبا به خواب زیبا رفت.
کلی زحمت کشیدم معرکه یادت نره😉