خلاصه ی درس ۲ و ۶ کتاب فارسی ...... یکی از بچه ها خواسته بود
بازرگان و پسران:
این داستان دربارهی بازرگانی است که دو پسر دارد. پسر بزرگتر خیلی باهوش و با تدبیر است و به پدرش در کارها کمک میکند. اما پسر کوچکتر تنبل و بیمسئولیت است و فقط به دنبال خوشگذرانی. روزی بازرگان بیمار میشود و به پسرانش وصیت میکند که چگونه با اموالش رفتار کنند. پسر بزرگتر به وصیت پدر عمل میکند و تجارت را رونق میبخشد. اما پسر کوچکتر وصیت پدر را نادیده میگیرد و همه ثروت را به باد میدهد. در نهایت، پسر بزرگتر با هوش و