پدر بزرگ من با عصا راه میرود او با هواپیما به سفر رفته بود
میگفت آنجا به جنگل رفتم و آهو ها را دیدم البته میگفت که وقتی در جنگل آتش روشن کردیم باید خاموش کنیم چون اگر نکنیم به جنگل آسیب میرسانیم میوه مورد علاقه پدربزرگ گیلاس بود میگفت در جنگل دیده است و به گیاه ها آب داده بود . راستی یادم رفت میگفت دریا را هم دیده .