𝐙𝐚𝐡𝐫𝐚

نگارش نهم.

سلام میشه یه انشا بگین ادبی و عادی باشه 🎀✨️💗

جواب ها

جواب معرکه

ih.....

نگارش نهم

این انشای خودمه امیدوارم دوسش داشته باشی شاید یکم ادبی نباشه اما خوبه سلام.من یک ساعت خوشگلِ گران قیمت هستم و از چهره ام خیلی راضیم و خودشیفته هم خودتان هستید اما... داشتم میگفتم از چهره ام خیلی راضیم و صاحب خوبی هم دارم که به من میرسد و صورت من که در زبان آدم ها نامش شیشه است را تمیز میکند. شاید باور نکنید اما من دوازده چشم دارم که هر چشم من پنج عدد مویرگ دارد،پس جهان ادم ها را به خوبی و گرد شکل میبینم... بله درست شنیدید گرد شکل میبینم چون صورت من گرد است و چشم هایم دور تا دور صورتم را پوشانده اند. یک چیزی را جا انداختم آن هم این است که خانواده ی من با من زندگی می کنند و دور من و چشم هایم می گردند. حتماً کنجکاو شدید که خانواده ی من را ببینید،پس من آنها را به شما معرفی می کنم: عقربه ساعت شمار پدر پیر من است که بخاطر کهولت سن آرام آرام راه می رود، مادر من عقربه ی دقیقه شمار است البته با اینکه کمی پیر شده اما باز هم خوشگل است و اما... بریم سراغ شخصیت اصلی و مورد علاقه ی من که خواهرم است اما امان از خواهر من،خواهر من عقربه ی ثانیه شمار است که آنقدر شیطنت می کند که مارا عاسی کرده است،یعنی شیطنتش آنقدر است که نگویید و نپرسید و به همین خاطر من به آن لقب تخریبچی اعظم را داده ام. البته یک صفت خوبی که خواهرم آن را دارا است این است که پدر و مادرم را مجبور به پیاده روی می کند که این کار او را بسیار دوست دارم چون آنها کمی چاق شده اند و باید راه بروند تا لاغر کنند و تلاش کنند تندتر راه بروند. یادم است یک دفعه صاحب من از شدت عصبانیت من را پرت کرد و صورت من را شکست. آن موقع آنقدر دردم آمد که اگر یک انسان آب خیلی داغ را روی خودش می ریخت آنقدر دردش نمی آمد و به همین دلیل چهره ی زیبای من خراب شد، تا جایی من زشت شدم که مجبور به عمل جراحی شدم و صورت من را عوض کردند...البته می دانید دلیل اصلی ناراحتی ام چیست؟این است که من میخواستم صورتم بدون عمل جراحی باقی بماند اما بخاطر این کار صاحبم مجبور به عمل جراحی در ناحیه ی صورت شدم و اگر بخواهم خیلی واضح و به صورت زبان انسان ها بگویم شیشه ی من را عوض کردند و این کار من را بسیار ناراحت کرد طوری شد که به صورت طولانی به خواب رفتم و صاحبم باطری خرید و من را بیدار کرد و دوباره من شدم ساعت محبوب او. من به عنوان یک ساعت از شما یک خواهشی دارم آن هم این است که عصبانیت خود را کنترل کنید که اگر کنترل نکنید شاید آسیبی به دیگران یا حتی خودتان بزنید.یک خواهش دیگری هم دارم اینکه ساعت های خود را دوست بدارید و سعی کنید مراقب آنها باشید تا مثل من آسیبی به آنها نرسد.

جواب معرکه

Raha_a

نگارش نهم

بفرما با موضوع پاییز ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎

سوالات مشابه

Ad image

کمک‌درسی اول تا دوازدهم

ترم دوم با فیلیمومدرسه

ثبت نام