روزی دزدی به خانه پارسایی رفت تا چیزی را برای دزدیدن پیداکند اما هرچه گشت و گشت هیچ چیز گران قیمت و مطلوبی را پیدا نکرد پارسا پس از اینکه فهمید دزدی به خانه اش وارد شده، گلیمی که( یافرشی که) روی ان خوابیده بود را به دزد داد تا دزد دست خالی و بدون هیچ وسیله از خانه پارسا بیرون نرود و از وسایل پارسا محروم و بی نصیب نشود.
تاج پلیززز