۱. فعل معنا را کامل میکند
بدون فعل، جمله ناقص است.
مثلاً:
«باران روی شیشه…»
تا وقتی نگوییم میبارد، تصویر ناتمام میماند.
۲. فعل زمان را مشخص میکند
فعل میگوید اتفاق چه زمانی رخ داده:
گذشته، حال یا آینده.
«دوستت داشتم» با «دوستت دارم» فقط یک تفاوت لفظی ندارد؛ دنیایی از معنا عوض میشود.
۳. فعل کنش یا حالت را نشان میدهد
جمله یا از کاری حرف میزند یا از حالتی. هر دو در فعل جمع شدهاند:
مینویسد، میترسد، عاشق است، منتظر ماند.
۴. اجزای دیگر جمله به فعل وابستهاند
فاعل، مفعول، قید… همه گرد فعل میچرخند.
اگر فعل را عوض کنی، جای همه چیز تغییر میکند.
۵. احساس جمله در فعل پنهان است
«رفتم»
«گریختم»
«دل کندم»
هر سه از حرکت میگویند، اما بار احساسیشان زمین تا آسمان فرق دارد.
اگر جمله را به بدن تشبیه کنیم،
اسمها استخواناند،
صفتها پوست،
اما فعل قلبیست که جمله را زنده نگه میدارد