Fatemeh ...

نگارش یازدهم. درس پنجم نگارش یازدهم

لطفاً یک سفر نامه در مورد سفر به کربلا بنویسید ممنون میشم باتشکر⁦😳😳😳

جواب ها

Hermione greanger

نگارش یازدهم

بسم الرب الحسین بابا میگفت : _اگر نگاهت به حرم بیوفته و گریه ات نگیره ، یعنی آقا اذن زیارت ندادند! تمام استرسم این بود که نکند گریه ام نگیرد و دستم شش گوشه ی ارباب را لمس نکند. در همین فکر بودم و نفهمیدم کی و چطور در بین الحرمین ، رو به روی گنبد طلای مولایم ایستادم !! روضه هایی که میشندیم در ذهنم جان گرفت . انگار اربا اربا شده ی آقا را میدیدم.. آتش گرفتن خیمه ها را ، قلم شدن دست سقا را ... و ناگهان خود را در میان زجه های بلندم یافتم ! این من بودم ! منی که به زور در جایی اشک میربختم ، اکنون میان این همه جمعیت بی مهابا اشک میریختم و گنبد طلا را با عشق نظاره میکردم خواستم وارد شوم که مامان گفت : _اول باید از آقا ابالفضل العباس (ع) اجازه ی زیارت بگیری! چه احکام شیرینی... که هفت بار بلید مسیر بین الحرمین را طی کنم و با اذن برادرت به زیارتت بیایم! مولای من ... ممنونم که مرا طلبیدی ! (این متن نوشته ی خودم هست و از نت و .... نیست ، بنده به کاغذ خودکار دسترسی نداشتم که این رو نوشتم . از تکراری نبودنش مطمئن باشید ، یاعلی)

سوالات مشابه درس پنجم نگارش یازدهم