ره، راه
شه، شاه
گر، اگر
دگر، دیگر
کز، که از
کاین، که این
گه، گاه
مه، ماه
اوا، آواز
آگَه، آگاه
پار، پارسال
دی، دیروز
هَمی ، همیشه
نومید ، ناامید
نز، نه از
مرا، من را
ناگَه ، ناگهان
گمره، گمراه
کنون، اکنون
سیه، سیاه
سپه، سپاه
ز، از
روبه، روباه
چو، چون
چار، چهار
توست، تو است
بستان، بوستان
بدو، به او
به، بهتر
برون، بیرون
بدین، به این
معرکه بده دیگه تورو خدا