من قطرهای هستم که از دل ابر؛ سرشار از نیاز به باریدن، بیرون چکیدم. در مسیر افتادنم از آسمان به سوی زمین، هر آنچه در اطرافم است، از درختانی که به آنها زندگی میبخشم تا رودهایی که با آنها همراه میشوم، را میبینم و از این دیدار لذت میبرم. به عنوان قطره باران، ظرفیتی بزرگ در خود حس میکنم: میتوانم تشنگی زمین را رفع کنم، میتوانم به گلها و گیاهان حیات ببخشم، و حتی میتوانم جزئی از یک اقیانوس شوم. هر قطره مانند من ممکن است در نهایت به دریا برسد اما هر کدام از ما داستان خودمان را داریم؛ داستانی از سفری بیانتها و تأثیر بیپایان.