منِ بدبخت چی بگم که میزم، میز آخر کلاسِ
و وقتی بازرس میاد دقیقا میره ته کلاس وامیسته کنار میز من
اینطوری که یک مراقب جلو: یکی کنارم:
مگه میشه تقلب کرددد
جرعت ندارم نفس بکشممم
مرتیکه صگ روانی انقد با التماس نگاش کردم نرسونددددنقحاجقجدحمر تازه بد نگاه کرددنبخدجقجدج