برای معنوی مغالطه مصادره به مطلوب
توضيح:
اين مغالطه در جائي رخ ميدهد که فرد، نتيجهي استدلال (مطلوب) را که بايد اثبات شود، اثبات شده فرض کند. به بيان ديگر شخص در مقدمات استدلال از همان نتيجهاي که در صدد اثبات آن است استفاده کند.
اين مغالطه خود داراي سه نوع است:
اول وقوع اين مغالطه از راه کلمات و عبارات است. در جايي که فرد، مطلب مقدمه را با عبارت پردازي و تفاوت در طرز بيان در نتيجه ميآورد.
محدود کردن آزادي بيان، همواره براي افراد يک کشور مفيد است، زيرا اين که احساسات و عواطف و حرفهاي مردم که تشتت آراء مختلف است گفته نشود، فوايد زيادي را شامل حال مردم کشور ميکند. (گفته نشدن احساسات و عواطف و حرفهاي متشتط مردم بياني ديگري از همان محدودکردن آزادي بيان آنهاست که تکرا رشده است.)
حالت ديگر اين است که فرد، يک حکم کلي که از راه استقراء به دست آمده را که حکم افراد از افراد جزئي به کلي منتقل ميشود را براي اثبات يک مورد جزئي استفاده کند.
نيتروژن سبکتر از هواست، زيرا نيتروژن يک گاز است و ميدانيم که گازهاي گوناگون از هوا سبکتر هستند. (ولي اين که گازهاي گوناگون از هوا سبکتر هستند از راه استقراء گازهاي گوناگون به دست آمده و براي اين که بگوييم نيتروژن هم جزو اين گازها است بايد دليل بياوريم.)
و حالت سوم اين است که براي اثبات يک سخن، ادعاي صادق دومي را که از آن سخن کليتر است به عنوان دليل بياوريم، ولي ثابت نکنيم که سخن اول از مصاديق ادعاي صادق دوم است.
الف: برنامهي ما در اين دورهي تربيت معلم اين است که دانش جويان با سه زبان برنامهنويسي کامپيوتر آشنا شوند.
ب: اما سه زبان برنامهنويسي کامپيوتر براي دانشجويان تربيت معلم چه ضرورتي دارد؟
الف: افزايش مهارتهاي آموزشي کاربردي براي اين دانشجويان اجتنابناپذير و ضروري است. (اينجا ميبينيم که عبارت «افزايش مهارتهاي آموزشي کاربردي براي اين دانشآموختگان اجتناب ناپذير و ضروري است»، کليتر از عبارت «برنامه ما در اين دوره تربيت معلم آموزش سه زبان برنامهنويسي کامپيوتر است.» است ميباشد در حالي که گوينده ثابت نکرده که آموزش سه زبان برنامهنويسي کامپيوتر براي دانشجويان تربيت معلم، مصداق افزايش مهارتهاي آموزشي کاربردي براي آنهاست.)
برخي، به عمد يا غيرعمدي، به گونهاي استدلال ميآورند که در ظاهر صحيح است، اما معنا و محتوايي بسيار خطاآلود و مغلطهآميز دارد. پيآمدِ ناگوار اين خطاها و مغلطهها کم نيست. لذا شناخت آنها از چند جنبه براي هر انساني ضروري است: 1ـ شخصاً از مغالطه پرهيز کند؛ 2ـ آگاهي يابد تا ديگران او را از اين راه فريب ندهند و 3ـ گرفتاران مغالطه را نجات دهد.