عنوان: دوستی فراموش‌شده نیکا و هلیا بهترین دوستان دنیا بودند، اما زمان آن‌ها را از هم جدا کرد. سال‌ها بعد، نیکا در پارک قدیمی با هلیا روبرو شد. نیکا گفت: 'یادت هست که خوراکی‌هایمان را تقسیم می‌کردیم؟' هلیا خندید و گفت: 'آری، و تو بیشتر می‌خوردی!' هلیا گفت: 'آماده‌ای به کافه برویم و یک بستنی بخوریم؟' نیکا لبخند زد و گفت: 'بله، به یاد تمام بستنی‌هایی که قول داده بودم و نخریدم!' دوست داشتی؟ اگر بخواهید حتی داستان‌های مورد نظر شما را هم می‌گذارم و حتی با زبان‌های دیگر. دلیل کوتاه کردن داستان‌ها این

تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

نصب اپلیکیشن

جواب ها

جواب معرکه

افرین عزیزم خیلی قشنگه خیلی نویسنده خوبی هستی و در اینده بهترین میشی انشالله رو من حساب کن همیشه حمایتت میکنم 💝🌹🥹💙عالیه. فقط اگه میشه ممنون میشم راجع به کیپاپ هم داستان بنویسی و بزاری میام میخونم و کلی حمایتت میکنم قول میدم مرسی. اگه میشه توش جونگ کوک بی تی اس هم باشه ممنون مرسی ازت عزیزم 🌼🌼

جواب معرکه

سلام عزیزم داستانت زیبا بود واقعا و اگر همینطوری ادامه بدی در آینده نویسنده میشی من از 10 به داستانت 9 میدم همه چیز عالی بود به جز کوتاهی داستان از این به بعد از نظر من داستات هات را زیاد تر کن گلم

جواب معرکه

واقعا داستانت فوق العاده بود 💫🫶🏻 خیلی از خوندنش لذت بردم 😉 فالو هم شدی عزیزم😗 یادت نره باز هم از این داستان های خوشگلت بنویسی🫶🏻💯
فوق العاده بود عزیزم ...😍💛🤍 همین جوری به کارت ادامه بده مطمئنم نویسنده افتخار آفرینی میشی .🫶🏻👏👏👏

سوالات مشابه

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم