روزی روزگاری دونفر میخواستند کنار هم خانه ای بسازند یکی از آن دو خانه خود را آپارتمانی و دیگری اتو بوسی ساخت بعد از چند ماه برف بسیاری بارید و زمانی که بارش برف قطع شد آن دو به پشت بام خود رفتند و شروع به کار کردند آن مردی که خانه خود را آپارتمانی ساخته بود کار خود را تمام کرد ولی مرد دیگری هنوز مشغول کار بود آن موقع به خودش گفت
هرکه بامش بیش برفش بیشتر