برخی افراد در بسیاری از مسائل دخالت میکنند و تمایل دارند ایرادهای بیمورد بگیرند. یک روز همراه دوستم در خیابان راه میرفتیم. مغازههای زیادی را دیدیم و زمان زیادی را به گشت و گذار گذراندیم. دنبال یک وسیله خاص و جذاب میگشتم، اما خودم هم دقیق نمیدانستم که چه چیزی میخواهم.
پس از مدتی طولانی، احساس خستگی کردم، ولی دوستم همچنان اصرار داشت که ادامه بدهیم. از او پرسیدم: «تو به دنبال چه چیزی هستی؟ انگار از من هم بیشتر سردرگمی!» او با خندهای زیرکانه پاسخ داد: «فضول رو به جهنم میبرن، میگه هیزمش خیسه!» این حرفش باعث شد دیگر چیزی نگویم و اجازه دهم کار خودش را انجام دهد.
هرچند متوجه نشدم چه چیزی را میخواست بخرد، اما از این اتفاق درس گرفتم. این ضربالمثل به من نشان داد که نباید وقت و انرژی خود را صرف کنجکاویهای بیهوده کنیم. بهتر است زندگی را با لذت بردن از لحظهها سپری کنیم و به مسائل بیاهمیت نپردازیم.