من صفحه ی بعدیو میدونم
عذیر با الاغش به شهر زلزله زده ای میرسه میگه کاش مردمایی که تو این شهر مردن زنده بشن کنار درختی استراحت میکنهو میخوابه صدایی می شنود که میگه عذیر بیدار شو بیدار میشه و بعد فسیل الاغشو میبینه و صد سال تو خواب بوده. ایستگاه
یوم الدین. روز قیامت یا پاداش کیفر. بررسی
خونه ی اول. ببین و بگو