قطرهای کوچک از آسمان آرامآرام جدا میشود. نسیم خنکی در هوا میپیچد و ابرها میگریند. قطرهی باران در مسیرش با باد بازی میکند، گاهی میچرخد و گاهی میلرزد. وقتی به زمین میرسد، روی برگ سبز درخت مینشیند و درخشان مثل الماس میدرخشد. صدای باران روی سقف خانهها آهنگی دلنشین میسازد، انگار طبیعت با زمین حرف میزند.
زمین خشک تشنه بود، و حالا با آمدن باران زنده میشود؛ گلها لبخند میزنند، رودها پرآب میشوند و بوی خاک نمخورده در هوا میپیچد. هر قطرهی باران نشانهی مهربانی خداست که به آفریدههایش زندگی میبخشد. باران میآید تا دلها را آرام کند و امید را دوباره در زمین بکارَد.
معرکه یادت نرههه ها