1. استعاره: کوه صبرش فرو ریخت.
تشبیه: صبرش مانند کوهی بود که فرو ریخت.
2. استعاره: درختان، نگهبانان خاموش جنگلاند.
تشبیه: درختان مانند نگهبانانی خاموش در جنگل ایستادهاند.
3. استعاره: آسمان، اشکهایش را فرو ریخت.
تشبیه: آسمان مانند انسانی گریان، اشکهایش را فرو ریخت.
4. استعاره: شب چادر سیاهش را بر زمین گسترد.
تشبیه: شب مانند زنی با چادر سیاه، زمین را پوشاند.
5. استعاره: قلبش یخ زده بود.
تشبیه: قلبش مانند یخی سرد و بیاحساس شده بود.