***
**بخُور و بِشام، اما با مُعامَلَه!**
یادمه مادربزرگم همیشه میگفت: 'چیزی که با زحمت به دست میاد، باید با احترام خورد.' راست میگفت! لقمههای نون و پنیر و گوجهفرنگی که با دستای پُر از تجربه و محبتش درست میکرد، طعم دیگهای داشت. نه اینکه بیدلیل و اسراف، یه لقمه رو میانداخت تو دهنش، بلکه با لذت و تشکر از زحمتی که براش کشیده بودن، میل میکرد.
امروزه که همه چی در دسترس و آسونه، انگار یادمون رفته چقدر نعمتها ارزش دارن. میبینیم که چقدر غذا تو بشقابها دور میریزه، چقدر میوه و سبزیه رو بدون اینکه بخوریم، خراب میشه. انگار فکر میکنیم اینا همیشه هستن!
البته من نمیگم که نباید از زندگی لذت برد و شکممون رو پر کرد. اتفاقاً باید! خوردن یه غذای خوشمزه با دوستای صمیمی یا نوشیدن یه فنجون چای داغ تو یه روز سرد پاییزی، خیلی لذتبخشه. فقط کافیه یه کم حواسمون به مقدارش باشه. نه اینکه بشینیم مثل گاوهای شیرخوار رو سفرهمون، بلکه یه مقدار مناسب برداریم و با لذت بخوریم.
همیشه به این فکر میکردم که شاید اسراف، یه جور بیاحترامی به زحمتیه که برای تولید اون غذا کشیده شده. از کشاورزی که با عرق ریختن، محصول رو برداشت کرده، تا کارگری که با حوصله اون رو بستهبندی کرده. وقتی غذا رو دور میریزیم، انگار به زحمت اونها بیاحترامی میکنیم.
پس بیاید با هم عهد ببندیم که دیگه اسراف نکنیم. بخوریم و بِشام، اما با مُعامَلَه! قدر نعمات رو بدونیم و با تشکر از خدا و زحمتکشها، ازشون لذت ببریم.
***