خواجه نصیر توسی تشتی فراهم آورد و دوتن را مامور کرد تا آن را شبانگاه از بالای قلعه به پایین اندازند او قبلا زمان به خان مغول اطلاع داده بود وقتی تشت با صدای مهیب فرو افتاد مردم وحشت زده از خواب برخاستند و گمان میکردند حادثه ناگوار افتاده هست خواجه به هلاکو گفت تو چرا فرار نمیکنی هلاکو گفت چون از بیش می دانستم خواجه گفت اگه حوادث رو پیش بینی کنیم هرگز به وحشت نمی افتیم و چاره ای می اندیشیم با حرکت توانست راضی کند
معرکه یادت نره