تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

نصب اپلیکیشن

جواب ها

بفرما تاج

جواب معرکه

روزی مردی به مسافرت رفت. هنگام غروب آفتاب به روستایی رسید و تصمیم گرفت شب در آنجا بماند. پیرمردی را دید و از او پرسید: در کجا می توانم استراحت کنم؟ پیرمرد پاسخ داد: من اتاقی از خانه ام را به تو اجاره می دهم، مرد پذیرفت و با پیرمرد به سوی خانه رفت. خانه پیرمرد قدیمی و با چوب ساخته شده بود. در آنجا متوجه شد وقتی باد می آید، سقف خانه صدا میدهد. صبح که می خواست حرکت کند، به پیرمرد گفت: پدر جان سقف خانه صدا میدهد. بهتر است تا بدتر نشده، آن را تعمیر کنی. پیرمرد گفت: چیزی نیست؛ چوب های سقف خانه، خداوند را عبادت می کنند و آن صدایی که میشنوی، زمزمه عبادت آنهاست. مرد گفت: درست است؛ اما من نگران این هستم که چوبهای سقف بعد از ذکر و دعا به سجده بیفتند از سقف جدا شوند و به زمین بیفتند تاج بده لطفا :)

سوالات مشابه درس 5 نگارش هفتم

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم